کالوکیشنB1
make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
خنثی#درس و دانشگاه#کار و شغل
To deliberately say something that is not true.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He told a lie to avoid trouble.
برای دوری از دردسر دروغ گفت.
Please don't tell me lies.
لطفاً به من دروغ نگو.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اشاره به بیان عمدی چیزی خلاف واقع.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She said a lie.
She told a lie.
همآیند رایج برای lie فعل tell است.