پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

think up

/θɪŋk ʌp/THINK UP

از خودت درآوردن؛ ابداع کردن

تعریف انگلیسی

To invent an idea, name or excuse.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She thought up a brilliant name for the shop.

    اسم فوق‌العاده‌ای برای مغازه ابداع کرد.

  2. He thought up an excuse on the spot.

    همان لحظه یک بهانه از خودش درآورد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ ایده و بهانه.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • think up of a name

    think up a name

    این فعل مستقیماً مفعول می‌گیرد.