catch a cold
/ˌkætʃ ə ˈkoʊld/
سرما خوردن
ناخوش؛ کمی مریض یا بیحال
Slightly ill or not feeling well; lacking energy.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'm feeling a bit under the weather today, so I'll work from home.
امروز یهکم ناخوشم، پس از خانه کار میکنم.
پیام به همکارHe's been under the weather since the weekend.
از آخر هفته تا حالا حالش خوب نیست.
You look a little under the weather — maybe you should get some rest.
به نظر کمی ناخوش میآیی؛ شاید بهتر است کمی استراحت کنی.
چرا این عبارت این معنی را میدهد؟
از دریانوردی میآید: مسافر بیمار را زیر عرشه و دور از باد و موج میبردند تا حالش بهتر شود.
«دمغ و ناخوش»
معادل است، نه ترجمه — در همین موقعیت یک فارسیزبان همین را میگوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای بیان بیماری خفیف (سرماخوردگی، خستگی، بیحالی) به شکلی ملایم و مؤدبانه. برای بیماریهای جدی استفاده نمیشود.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I am under weather.
I am under the weather.
the حذف نمیشود.
He's under the weather; he has pneumonia.
He's seriously ill; he has pneumonia.
این اصطلاح فقط برای ناخوشی خفیف است، نه بیماری جدی.
I'm feeling a bit poorly.
I'm feeling a bit sick.
خود اصطلاح در هر دو رایج است. در بریتانیا poorly هم معادل رایجی است (I'm feeling poorly)؛ این کاربرد poorly در آمریکا رایج نیست.