پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

run down

/rʌn daʊn/RUN DOWN

زیر گرفتن؛ بدگویی کردن؛ تمام شدن (باتری)

تعریف انگلیسی

To hit with a vehicle, to criticize, or to lose power.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. My phone battery has run down again.

    باتری گوشی‌ام دوباره تمام شده.

  2. Stop running yourself down.

    این‌قدر خودت را کوچک نکن.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

چند معنای رایج دارد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • run down yourself

    run yourself down

    ضمیر بین run و down قرار می‌گیرد.