break in
/breɪk ɪn/
دزدکی وارد شدن؛ جا انداختن (کفش)
جدا شدن؛ فرار کردن
To leave a group, or to escape.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Several members broke away to form a new party.
چند عضو جدا شدند تا حزب جدیدی تشکیل دهند.
The runner broke away from the pack.
دونده از گروه جدا شد و جلو افتاد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در سیاست و ورزش.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break away of the group
break away from the group
بعد از break away از from استفاده میشود.