پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

run away

/rʌn əˈweɪ/RUN uh-WAY

فرار کردن

تعریف انگلیسی

To leave a place secretly, especially home.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He ran away from home at sixteen.

    شانزده سالگی از خانه فرار کرد.

  2. You can't run away from your problems.

    نمی‌توانی از مشکلاتت فرار کنی.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای فرار واقعی یا مجازی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • run away of home

    run away from home

    بعد از run away از from استفاده می‌شود.