فعل عبارتیB2
run away
/rʌn əˈweɪ/
فرار کردن
خنثی#مشکل و دردسر
To chase someone or something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The dog ran after the ball.
سگ دنبال توپ دوید.
She spent years running after the wrong people.
سالها دنبال آدمهای اشتباهی دوید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
به معنای واقعی و مجازی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
run the ball after
run after the ball
این فعل جداشدنی نیست.