break away
/breɪk əˈweɪ/
جدا شدن؛ فرار کردن
دزدکی وارد شدن؛ جا انداختن (کفش)
To enter a building illegally, or to make new shoes comfortable.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Someone broke in while we were away.
وقتی نبودیم کسی دزدکی وارد خانه شد.
I need to break in these boots before the hike.
باید این چکمهها را قبل از کوهنوردی جا بیندازم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دزدی یا کفش نو.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break into in the house
break into the house
با مفعول از break into استفاده میشود.