break out
/breɪk aʊt/
شیوع پیدا کردن؛ فرار کردن
عبور کردن از مانع؛ به پیشرفت بزرگ رسیدن
To force a way through, or to achieve a major advance.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The sun broke through the clouds.
خورشید از میان ابرها بیرون آمد.
Scientists have broken through in cancer research.
دانشمندان در تحقیقات سرطان به پیشرفت بزرگی رسیدهاند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای مانع فیزیکی یا پیشرفت علمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
break through of the clouds
break through the clouds
این فعل مستقیماً مفعول میگیرد.