pull out
/pʊl aʊt/
کنار کشیدن؛ خارج شدن
To succeed at something difficult.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I didn't think they'd pull it off.
فکر نمیکردم از پسش بربیایند.
She pulled off a brilliant performance.
اجرای درخشانی ارائه داد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در تحسین موفقیت غیرمنتظره.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
pull off it
pull it off
ضمیر بین pull و off قرار میگیرد.