پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

call off

/ˌkɔːl ˈɔːf/UK /ˌkɔːl ˈɒf/KAWL OFF

لغو کردن (جلسه، مراسم، برنامه)

تعریف انگلیسی

To cancel a planned event or activity.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The match was called off because of heavy rain.

    مسابقه به‌خاطر باران شدید لغو شد.

  2. They called off the wedding at the last minute.

    آن‌ها در لحظه‌ی آخر عروسی را به هم زدند.

  3. Let's call off the meeting — half the team is sick.

    بیایید جلسه را لغو کنیم؛ نصف تیم مریض‌اند.

    پیام کاری

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای لغو کامل یک رویداد از پیش برنامه‌ریزی‌شده. برای عقب انداختن (نه لغو) از put off یا postpone استفاده کنید.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • call off it

    call it off

    ضمیر مفعولی وسط می‌آید.

  • We called off the meeting to Monday.

    We put off the meeting until Monday.

    call off یعنی لغو کامل، نه به تعویق انداختن.