پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

bring forward

/brɪŋ ˈfɔːrwərd/BRING FOR-werd

جلو انداختن (زمان)

تعریف انگلیسی

To move an event to an earlier time.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The meeting has been brought forward to Monday.

    جلسه به دوشنبه جلو افتاد.

  2. Can we bring the deadline forward?

    می‌شود مهلت را جلو بیندازیم؟

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برعکس put back / push back.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bring forward the meeting to earlier time

    bring the meeting forward

    خودِ bring forward به معنای جلو انداختن است.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

American

move up

در آمریکا move up (the meeting) رایج‌تر است.