bring back
/brɪŋ bæk/
برگرداندن؛ یادآوری کردن
پایین آوردن؛ سرنگون کردن
To reduce something, or to cause a government to fall.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The new policy should bring down prices.
سیاست جدید باید قیمتها را پایین بیاورد.
The scandal brought down the minister.
رسوایی وزیر را ساقط کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاهش یا سقوط.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
bring down the prices low
bring down prices
خودِ bring down به معنای کاهش دادن است.