a tough decision
/ə tʌf dɪˈsɪʒən/
تصمیم سخت
برنامهٔ فشرده
A timetable with very little free time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Thanks for finding time in your busy schedule.
ممنون که در برنامهٔ فشردهات وقت پیدا کردی.
Her busy schedule leaves no room for hobbies.
برنامهٔ فشردهاش جایی برای سرگرمی نمیگذارد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در ایمیلهای کاری و تشکر رسمی.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a crowded schedule
a busy schedule
همآیند طبیعی schedule صفت busy است.