پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنA2· مقدماتیخنثی

save time

/ˌseɪv ˈtaɪm/SAYV TYME

در وقت صرفه‌جویی کردن

تعریف انگلیسی

To use less time by doing something more efficiently.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Ordering online saves a lot of time.

    سفارش آنلاین خیلی در وقت صرفه‌جویی می‌کند.

  2. To save time, let's skip the introductions.

    برای صرفه‌جویی در وقت، معرفی‌ها را رد کنیم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بهره‌وری و برنامه‌ریزی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • economise time

    save time

    فعل طبیعی save است.