کالوکیشنA2
save time
/ˌseɪv ˈtaɪm/
در وقت صرفهجویی کردن
خنثی#زمان#کار و شغل
To use all of something and have none left.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
We've run out of milk.
شیرمان تمام شده.
I'm running out of time.
دارم وقت کم میآورم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
مواد غذایی، پول، وقت، صبر، باتری.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
run out from money
run out of money
حرف اضافه of است.