پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیA2· مقدماتیخنثی

run out (of)

/ˌrʌn ˈaʊt əv/RUN OWT uv

تمام شدن؛ ته کشیدن

تعریف انگلیسی

To use all of something and have none left.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We've run out of milk.

    شیرمان تمام شده.

  2. I'm running out of time.

    دارم وقت کم می‌آورم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

مواد غذایی، پول، وقت، صبر، باتری.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • run out from money

    run out of money

    حرف اضافه of است.