go on
/ˌɡoʊ ˈɑːn/
ادامه دادن؛ اتفاق افتادن (What's going on?)
To continue doing something.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Carry on with your work; I'll come back later.
به کارتان ادامه بدهید؛ بعداً برمیگردم.
They carried on talking despite the noise.
با وجود سروصدا به صحبت ادامه دادند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
بریتانیاییتر از go on / keep on؛ در دستور و اجازه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
carry on to work
carry on working
با -ing میآید.