پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

save money

/seɪv ˈmʌni/sayv MUN-ee

پول پس‌انداز کردن؛ در هزینه صرفه‌جویی کردن

تعریف انگلیسی

To keep money for later or spend less of it.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I'm saving money for a new laptop.

    برای یک لپ‌تاپ جدید پول پس‌انداز می‌کنم.

  2. Cooking at home can save you money.

    آشپزی در خانه می‌تواند در هزینه‌هایت صرفه‌جویی کند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای پس‌انداز یا کم‌کردن هزینه؛ بافت مشخص می‌کند کدام معناست.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I'm saving money to a trip.

    I'm saving money for a trip.

    پیش از اسم هدف از for استفاده کنید؛ to باید پیش از فعل بیاید.