save money
/seɪv ˈmʌni/
پول پسانداز کردن؛ در هزینه صرفهجویی کردن
صورتحساب را پرداخت کردن
To pay for a meal or service.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Let me pay the bill tonight.
بگذار امشب من حساب کنم.
We split the bill four ways.
صورتحساب را چهار قسمت کردیم.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
رستوران و خدمات.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
کلمات و عبارتهای پایهی روزمره
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
pay the account
pay the bill
bill (یا check در آمریکا).
Can we have the bill, please?
Can we get the check, please?
در رستوران آمریکایی check رایج است.