go Dutch
/ɡoʊ dʌtʃ/
دنگی حساب کردن
هزینه را (بهجای دیگران) پرداختن
To pay for something, often something expensive.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Who's going to foot the bill for the repairs?
هزینهی تعمیرات را کی میدهد؟
Taxpayers ended up footing the bill.
در نهایت مالیاتدهندهها هزینه را پرداختند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی کسی ناخواسته یا بهجای دیگران هزینه میدهد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
feet the bill
foot the bill
فعل این اصطلاح foot است.