پرش به محتوای اصلی
عامیانهB2· بالاتر از متوسطغیررسمیرایج

bail (on)

/ˈbeɪl ɑːn/UK /ˈbeɪl ɒn/BAYL on

زیر قرار زدن؛ در لحظه‌ی آخر جا زدن

تعریف انگلیسی

To leave suddenly or cancel plans at the last minute.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He bailed on us again — third time this month.

    دوباره زیر قرار زد؛ سومین بار این ماه.

  2. Sorry, I have to bail. Early meeting tomorrow.

    ببخشید، باید بروم. فردا صبح زود جلسه دارم.

  3. Where's Mike? — He bailed. Said he wasn't feeling it.

    مایک کجاست؟ — جیم شد. گفت حالش رو نداره.

    سر قرار دوستانه
  4. Sorry for bailing on dinner last night — work ran late.

    ببخشید دیشب شام رو پیچوندم؛ کارم طول کشید.

    پیام عذرخواهی

ریشه و داستان

چرا این عبارت این معنی را می‌دهد؟

bail در اصل یعنی بیرون ریختن آب از قایق و bail out پریدن خلبان از هواپیمای در حال سقوط است. «جا زدن و فرار از موقعیت» از همین تصویر آمده است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

بین دوستان درباره‌ی کنسل کردن قرار یا ترک زودهنگام جمع.

لحن
غیررسمیInformal

برای دوستان، خانواده و گفت‌وگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • bail out on us

    bail on us

    bail out معنی نجات دادن/کمک مالی دارد.