out of reach
/aʊt əv riːtʃ/
دور از دسترس
Not physically fit.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I'm so out of shape — I can't run for five minutes.
آنقدر آمادگی جسمانی ندارم که پنج دقیقه هم نمیتوانم بدوم.
He got out of shape over the winter.
زمستان آمادگی جسمانیاش را از دست داد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای ورزش و تناسب اندام.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I'm out of form.
I'm out of shape.
out of form بیشتر برای ورزشکاری است که در اوج نیست؛ برای تناسب اندام out of shape بگو.