out of shape
/aʊt əv ʃeɪp/
بیآمادگی جسمانی
Very busy and active; also, while moving around.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've been on the go since six this morning.
از شش صبح سرپا بودهام.
The app lets you order food on the go.
این اپ اجازه میدهد در حال رفتوآمد غذا سفارش بدهی.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای روزی شلوغ یا کاری که در حال حرکت انجام میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
on the going
on the go
go اینجا اسم است و ing نمیگیرد.