اصطلاحB1
once in a while
/wʌns ɪn ə waɪl/
هرازگاهی
خنثی#زمان
In the same way as usually happens.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
As usual, he was late.
طبق معمول دیر کرد.
The shop was busy, as usual.
مغازه طبق معمول شلوغ بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای اتفاقی که همیشه همینطور است؛ گاهی با کنایه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
گفتوگوهای ساده و موقعیتهای آشنا
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
as usually
as usual
در این اصطلاح usual صفت است و ly نمیگیرد.