پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

every so often

/ˈevri soʊ ˈɔːfən/EV-ree soh AW-fun

هر از چند گاهی

تعریف انگلیسی

Occasionally; from time to time.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. Every so often, I check my old emails.

    هر از چند گاهی ایمیل‌های قدیمی‌ام را نگاه می‌کنم.

  2. The machine makes a strange noise every so often.

    دستگاه هر از چند گاهی صدای عجیبی می‌دهد.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای تکرار نامنظم، ولی نه خیلی کم.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • every so often times

    every so often

    times لازم نیست.