every so often
/ˈevri soʊ ˈɔːfən/
هر از چند گاهی
Not continuously; starting and stopping.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
It rained off and on all day.
تمام روز با وقفه باران بارید.
They've been dating off and on for years.
سالهاست که گاهی با هماند و گاهی جدا.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای کاری که مدام قطع و وصل میشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
It rained on and on, with dry spells in between.
It rained off and on, with dry spells in between.
on and on یعنی «یکریز و بیوقفه»؛ برای «با وقفه» off and on بگو.