پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

off and on

/ɔːf ən ɑːn/AWF un ON

با وقفه؛ گاه‌وبی‌گاه

تعریف انگلیسی

Not continuously; starting and stopping.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. It rained off and on all day.

    تمام روز با وقفه باران بارید.

  2. They've been dating off and on for years.

    سال‌هاست که گاهی با هم‌اند و گاهی جدا.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای کاری که مدام قطع و وصل می‌شود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • It rained on and on, with dry spells in between.

    It rained off and on, with dry spells in between.

    on and on یعنی «یکریز و بی‌وقفه»؛ برای «با وقفه» off and on بگو.