off and on
/ɔːf ən ɑːn/
با وقفه؛ گاهوبیگاه
بارها و بارها
Many times; repeatedly.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I've told you time and again to lock the door.
بارها و بارها گفتهام در را قفل کن.
Time and again, the team came back from behind.
تیم بارها و بارها از پشت سر برگشت.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای تأکید بر تکرار، معمولاً با کمی گلایه.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
times and again
time and again
time در این اصطلاح مفرد است.