kill time
/kɪl taɪm/
وقت را پر کردن؛ وقتگذرانی کردن
پیش از موعد؛ زودتر
Before the expected or planned time.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Please let us know ahead of time if you can't come.
اگر نمیتوانی بیایی لطفاً از قبل خبر بده.
The project was finished ahead of time.
پروژه زودتر از موعد تمام شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای برنامهریزی و اطلاعرسانی زودهنگام.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
ahead of the time
ahead of time
time بدون the میآید.