پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

day in, day out

/deɪ ɪn deɪ aʊt/DAY IN DAY OWT

روز از نو، روزی از نو؛ هر روز مثل هم

تعریف انگلیسی

Every day, in a repetitive way.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. He does the same commute day in, day out.

    هر روز همان مسیر تکراری را می‌رود.

  2. Day in, day out, the nurses keep going.

    روز از نو، روزی از نو، پرستارها ادامه می‌دهند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای روتین یکنواخت، اغلب با لحن خسته.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • day by day out

    day in, day out

    شکل ثابت اصطلاح day in, day out است.