once in a lifetime
/wʌns ɪn ə ˈlaɪftaɪm/
یک بار در عمر
روز از نو، روزی از نو؛ هر روز مثل هم
Every day, in a repetitive way.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
He does the same commute day in, day out.
هر روز همان مسیر تکراری را میرود.
Day in, day out, the nurses keep going.
روز از نو، روزی از نو، پرستارها ادامه میدهند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای روتین یکنواخت، اغلب با لحن خسته.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
day by day out
day in, day out
شکل ثابت اصطلاح day in, day out است.