on the go
/ɑːn ðə ɡoʊ/
سرپا؛ در حال رفتوآمد
Available and ready to use or help.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Keep some cash on hand for emergencies.
برای مواقع اضطراری کمی پول نقد دم دست نگه دار.
Staff will be on hand to answer questions.
کارکنان برای پاسخ به سؤالها حاضر خواهند بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای چیز یا کسی که اگر لازم شود حاضر است.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
cash in hand for emergencies
cash on hand for emergencies
برای «دم دست» on hand بگو؛ in hand یعنی «تحت کنترل».