پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

burn out

/bɜːrn aʊt/BURN OWT

از فرط کار از پا افتادن

تعریف انگلیسی

To become exhausted from overwork.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. If you keep working weekends, you'll burn out.

    اگر آخر هفته‌ها هم کار کنی، از پا می‌افتی.

  2. Many nurses burned out during the pandemic.

    خیلی از پرستارها در همه‌گیری دچار فرسودگی شدند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

درباره‌ی فرسودگی شغلی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • I have burn out.

    I have burnout.

    شکل اسمی سرهم نوشته می‌شود.