burn out
/bɜːrn aʊt/
از فرط کار از پا افتادن
برویم سر اصل مطلب؛ کار را شروع کنیم
To start dealing with the important matter.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Now that everyone's here, let's get down to business.
حالا که همه آمدهاند، برویم سر اصل مطلب.
After a few jokes, they got down to business.
بعد از چند شوخی، کار را شروع کردند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
در شروع جلسه یا مذاکره.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
get down to the business
get down to business
در این اصطلاح business بدون the است.