make progress
/ˌmeɪk ˈprɑːɡres/
پیشرفت کردن
A state of sleeping soundly and not waking easily.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The baby was in a deep sleep.
نوزاد در خواب عمیقی بود.
The noise woke me from a deep sleep.
صدا مرا از خواب عمیق بیدار کرد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای توصیف خواب راحتی که فرد بهآسانی از آن بیدار نمیشود.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
She was in a deeply sleep.
She was in a deep sleep.
پیش از اسم sleep از صفت deep استفاده میشود، نه قید deeply.