پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

wear off

/wer ɔːf/WAIR AWF

اثرش از بین رفتن

تعریف انگلیسی

For an effect or feeling to gradually disappear.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. The painkiller wore off after four hours.

    اثر مسکن بعد از چهار ساعت از بین رفت.

  2. The novelty soon wore off.

    تازگی‌اش زود از بین رفت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ دارو، هیجان و درد.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • the pill wore off me

    the pill wore off

    این فعل مفعول نمی‌گیرد.