اصطلاحات انگلیسی سفر و رفتوآمد
۳۱ عبارت با معنی فارسی، تلفظ و مثال
برای سفر، رزرو، فرودگاه و جابهجایی در شهر، و اصطلاحهایی که با راه و سفر ساخته شدهاند.
برای نمونه:catch the buscome backtake a photocheck out
اصطلاحها (۶)
همهٔ اصطلاحهافعلهای عبارتی (۱۸)
همهٔ فعلهای عبارتی- check outبررسی کردن / نگاه انداختن؛ تسویهی هتل
- come backبرگشتن
- cut inوسط حرف پریدن؛ لایی کشیدن
- get awayدور شدن؛ به تعطیلات رفتن
- get inوارد شدن؛ رسیدن (قطار/هواپیما)
- get offپیاده شدن؛ کار را تمام کردن
- get onسوار شدن؛ پیش رفتن
- give wayکوتاه آمدن؛ راه دادن؛ فرو ریختن
- go awayدور شدن؛ به سفر رفتن؛ برطرف شدن
- look aroundنگاهی به اطراف انداختن؛ گشتن
- pick upبرداشتن؛ (با ماشین) دنبال کسی رفتن؛ یاد گرفتن (اتفاقی)؛ بهتر شدن
- pull overکنار زدن (با خودرو)
- run overزیر گرفتن؛ از وقت گذشتن
- see offبدرقه کردن
- set offراه افتادن؛ به کار انداختن (آژیر)
- set outعازم شدن؛ قصد کردن؛ شرح دادن
- take offبلند شدن (هواپیما)؛ درآوردن (لباس)؛ ناگهان موفق شدن؛ مرخصی گرفتن
- turn backبرگشتن (از مسیر)