پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB2· بالاتر از متوسطخنثی

set off

/set ɔːf/SET AWF

راه افتادن؛ به کار انداختن (آژیر)

تعریف انگلیسی

To start a journey, or to cause an alarm or explosion.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We set off at dawn.

    سپیده‌دم راه افتادیم.

  2. The smoke set off the fire alarm.

    دود آژیر آتش را به کار انداخت.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای سفر یا فعال کردن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • set off to at dawn

    set off at dawn

    این فعل به to نیاز ندارد.