پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

hit the road

/hɪt ðə roʊd/HIT thuh ROHD

راه افتادن

تعریف انگلیسی

To leave or start a journey.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. It's getting late; we should hit the road.

    دارد دیر می‌شود؛ باید راه بیفتیم.

  2. They hit the road at dawn.

    سپیده‌دم راه افتادند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

غیررسمی، برای شروع سفر یا رفتن.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • hit on the road

    hit the road

    این اصطلاح به حرف اضافه نیاز ندارد.