پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB2· بالاتر از متوسطخنثی

snowed in

/snoʊd ɪn/SNOHD IN

به خاطر برف گیر افتاده

تعریف انگلیسی

Unable to leave a place because of heavy snow.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We were snowed in for three days last winter.

    زمستان گذشته سه روز به خاطر برف گیر افتادیم.

  2. The village is snowed in every January.

    روستا هر ژانویه در برف محاصره می‌شود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای شرایط واقعی برف سنگین.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B2بالاتر از متوسط

بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیده‌تر

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • snowed inside

    snowed in

    شکل ثابت اصطلاح snowed in است.