snowed in
/snoʊd ɪn/
به خاطر برف گیر افتاده
خبر یا اتفاق کاملاً غیرمنتظره
Something sudden and completely unexpected.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The news of the merger came as a bolt from the blue.
خبر ادغام مثل صاعقه غیرمنتظره بود.
Her resignation was a bolt from the blue.
استعفایش کاملاً غیرمنتظره بود.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای شوک ناگهانی، معمولاً خبر مهم.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a bolt out of blue
a bolt from the blue
شکل ثابت اصطلاح from the blue است.