go the distance
/ɡoʊ ðə ˈdɪstəns/
تا آخر ادامه دادن
مسیر پرفرازونشیب
A difficult period with many problems.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
The first year was a bumpy ride.
سال اول پرفرازونشیب بود.
Expect a bumpy ride until the market settles.
تا وقتی بازار آرام بگیرد، انتظار مسیری پرفرازونشیب داشته باش.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
برای دورههای پرمشکل.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a bumping ride
a bumpy ride
صفت درست bumpy است.