every cloud has a silver lining
/ˌevri ˌklaʊd hæz ə ˌsɪlvər ˈlaɪnɪŋ/
در دل هر سختی، خیری هست؛ پایان شب سیه سپید است
عدو شود سبب خیر؛ اتفاق بدی که بعداً معلوم میشود به نفعت بوده
Something that seems bad at first but turns out to be good.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Losing that job was a blessing in disguise — it pushed me to start my own business.
از دست دادن آن شغل عدو شد سبب خیر؛ باعث شد کسبوکار خودم را راه بیندازم.
The delay turned out to be a blessing in disguise.
آن تأخیر در نهایت به نفعمان تمام شد.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
وقتی اتفاق ناخوشایندی در گذشته بعداً نتیجهی خوبی داده و میخواهید به آن نگاه مثبت بدهید.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
بحث، مذاکره و درک محتوای پیچیدهتر
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
a blessing in disguised
a blessing in disguise
disguise اسم است و d نمیگیرد.