پرش به محتوای اصلی
اصطلاحB1· متوسطخنثی

out of the blue

/ˌaʊt əv ðə ˈbluː/OWT uv thuh BLOO

یکهو و بی‌مقدمه؛ کاملاً غیرمنتظره

تعریف انگلیسی

Suddenly and unexpectedly.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. An old friend called me out of the blue yesterday.

    دیروز یک دوست قدیمی یکهو و بی‌مقدمه زنگ زد.

  2. The announcement came completely out of the blue.

    اعلامیه کاملاً غیرمنتظره بود.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای اتفاق یا تماسی که هیچ نشانه‌ای قبلش نبود.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • out of blue

    out of the blue

    the حذف نمی‌شود.