Long time no see
/ˌlɔːŋ taɪm noʊ ˈsiː/
خیلی وقته ندیدمت!
اتفاقی به کسی برخوردن؛ با مشکلی مواجه شدن
To meet someone by chance; or to unexpectedly experience a problem.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I ran into an old classmate at the supermarket.
در سوپرمارکت اتفاقی یکی از همکلاسیهای قدیمی را دیدم.
We ran into some problems with the software.
با چند مشکل در نرمافزار مواجه شدیم.
گزارش کاریYou'll never guess who I ran into today!
عمراً حدس بزنی امروز اتفاقی کی را دیدم!
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دو کاربرد اصلی: دیدار غیرمنتظره با کسی، و برخورد با مشکل یا مانع. هر دو در محاوره و ایمیلهای کاری غیررسمی رایجاند.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
I ran into with him.
I ran into him.
حرف اضافهی اضافی with لازم نیست.
I ran to him at the mall. (meaning: met by chance)
I ran into him at the mall.
run to یعنی «بهسمت او دویدم»؛ برای برخورد اتفاقی into لازم است.