پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

get along (with)

/ˌɡet əˈlɔːŋ/UK /ˌɡet əˈlɒŋ/GET uh-LONG

با کسی خوب کنار آمدن؛ رابطه‌ی خوبی داشتن

تعریف انگلیسی

To have a friendly relationship with someone.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. I get along really well with my new colleagues.

    با همکارهای جدیدم خیلی خوب کنار می‌آیم.

    مصاحبه‌ی کاری
  2. Do you and your sister get along?

    تو و خواهرت با هم خوب هستید؟

  3. They didn't get along at first, but now they're best friends.

    اولش با هم کنار نمی‌آمدند، ولی حالا بهترین دوستِ هم‌اند.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای توصیف کیفیت رابطه با همکاران، هم‌اتاقی‌ها و خانواده. در مصاحبه‌ی کاری خیلی رایج است: «I get along well with people.»

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • get along to him

    get along with him

    حرف اضافه with است.

  • We get along good.

    We get along well.

    قید well لازم است، نه صفت good.

بریتانیایی یا آمریکایی؟

British

I get on well with my boss.

American

I get along well with my boss.

get on (with) شکل رایج‌تر در بریتانیا است؛ هر دو در هر دو کشور فهمیده می‌شوند.