deal with
/ˈdiːl wɪð/
رسیدگی کردن به؛ کنار آمدن با؛ سر و کار داشتن با
To tolerate something or someone unpleasant.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I don't know how you put up with that noise.
نمیدانم چطور آن سروصدا را تحمل میکنی.
She won't put up with rudeness.
او بیادبی را تحمل نمیکند.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
معادل محاورهای tolerate.
برای دوستان، خانواده و گفتوگوهای خودمانی؛ در نوشتار رسمی به کار نبرید
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
put up the noise
put up with the noise
with لازم است.