fall behind
/fɔːl bɪˈhaɪnd/
عقب افتادن
To fall in love with someone, or to be deceived by a trick.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
She fell for him within a week.
یک هفتهای عاشقش شد.
Don't fall for that email — it's a scam.
گول آن ایمیل را نخور؛ کلاهبرداری است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
دو معنای کاملاً متفاوت؛ بافت تعیین میکند.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
fall for with him
fall for him
این فعل جداشدنی نیست.