پرش به محتوای اصلی
فعل عبارتیB1· متوسطخنثی

fall for

/fɔːl fɔːr/FAWL for

عاشق شدن؛ گول خوردن

تعریف انگلیسی

To fall in love with someone, or to be deceived by a trick.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. She fell for him within a week.

    یک هفته‌ای عاشقش شد.

  2. Don't fall for that email — it's a scam.

    گول آن ایمیل را نخور؛ کلاهبرداری است.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دو معنای کاملاً متفاوت؛ بافت تعیین می‌کند.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • fall for with him

    fall for him

    این فعل جداشدنی نیست.