run into
/ˌrʌn ˈɪntuː/
اتفاقی به کسی برخوردن؛ با مشکلی مواجه شدن
اتفاقی پیدا کردن یا برخوردن؛ به نظر رسیدن (رفتار)
To find something by chance; or to seem a certain way to others.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
I came across an old photo while cleaning.
موقع تمیزکاری اتفاقی یک عکس قدیمی پیدا کردم.
He comes across as confident, but he's actually shy.
بااعتمادبهنفس به نظر میرسد، ولی در واقع خجالتی است.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
پیدا کردن اتفاقی چیز/کس، یا تأثیری که رفتار شما روی دیگران میگذارد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
come across like arrogant
come across as arrogant
با as میآید.