show off
/ˌʃoʊ ˈɔːf/
پز دادن؛ خودنمایی کردن
To be easily noticed because of being different or better.
جملههایی که انگلیسیزبانها واقعاً میگویند.
Her portfolio really stands out from the rest.
نمونهکارهایش واقعاً از بقیه متمایز است.
Wear something that stands out.
چیزی بپوش که به چشم بیاید.
موقعیتهایی که این عبارت در آنها طبیعی است.
رزومه، طراحی، عملکرد.
در بیشتر موقعیتها، از جلسهی کاری تا گفتوگوی دوستانه، طبیعی است
برای مکالمهی روان در سفر، کار و زندگی
خطایی که فارسیزبانها زیاد میکنند.
stand out of the crowd
stand out from the crowd
from لازم است.