پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنB1· متوسطخنثی

make good time

/meɪk ɡʊd taɪm/MAYK GOOD TYM

سریع پیش رفتن (در سفر)

تعریف انگلیسی

To travel faster than expected.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. We made good time and arrived early.

    سریع پیش رفتیم و زود رسیدیم.

  2. If we make good time, we'll be there by lunch.

    اگر سریع برویم، تا ناهار آنجاییم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

دربارهٔ سفر و رانندگی.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
B1متوسط

برای مکالمه‌ی روان در سفر، کار و زندگی

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • We did good time.

    We made good time.

    فعل این اصطلاح make است.