پرش به محتوای اصلی
کالوکیشنA2· مقدماتیخنثی

fall in love

/fɔːl ɪn lʌv/FAWL in LUV

عاشق شدن

تعریف انگلیسی

To start to love someone romantically.

مثال‌ها

جمله‌هایی که انگلیسی‌زبان‌ها واقعاً می‌گویند.

  1. They fell in love on holiday.

    در تعطیلات عاشق هم شدند.

  2. I fell in love with the city at first sight.

    در نگاه اول عاشق این شهر شدم.

کی و کجا بگوییم؟

موقعیت‌هایی که این عبارت در آن‌ها طبیعی است.

برای شروع عشق، به آدم یا جا یا چیز.

لحن
خنثیNeutral

در بیشتر موقعیت‌ها، از جلسه‌ی کاری تا گفت‌وگوی دوستانه، طبیعی است

سطح
A2مقدماتی

گفت‌وگوهای ساده و موقعیت‌های آشنا

اشتباه رایج

خطایی که فارسی‌زبان‌ها زیاد می‌کنند.

  • fall in love to her

    fall in love with her

    بعد از fall in love حرف اضافهٔ with می‌آید.